تبليغاتX
عدالت علی - دین : انسان: راه: مقصد: تحریف(2)
در مورد آزادی: عدالت و مردم
( مطلب از دوستم )(۲)

خب بریم سراغ بحثمون: راستشو بخوای با بعضی از حرفات موافقم و با بعضیاش مخالف. میدونی مشکل اساسی دنیای امروز با دین چیه؟ به نظر من مشکل اصلی اینه که کسایی که مسئول ایجاد ارتباط بین دین و سیاست هستن هنوز مورد استفاده مسائل و احکام دینی رو بلد نیستن منظورم اینه که نمیتونن دستورات دینی رو با دنیای امروز و تغیرات جامعه نسبت به اون زمان تطبیق بدن . مثلاً مسئلۀ کوچیک و پیش پا افتاده ای مثل وضو. دلیل اصلی مطرح شدن وضو پاکیزگی بوده ما میدونیم که در زمان حضرت محمد اعراب شاید ماهی یکبار حمام میرفتن که بعد ها با ثواب دونستن غسل روز جمعه این مدت به یه هفته کاهش پیدا کرد ولی تو جامعۀ امروز مردم هر 2 یا 3 روز یکبار حمام میرن . پس چرا هنوزم وضو ی قبل از نماز واجبه ؟ این موضوع رو میشه به صد تا مثال بزرگ تر تعمیم داد .(مثل مسئلۀ حجاب)


یه مشکل دیگه هم که وجود داره اینه که بدون شک تو مسائل دینی تحریفاتی به وجود اومده آخه من نمیدونم این دیگه چه مدلشه مگه ما یه پیامبر بیشتر داشتیم؟ پیامبر ما هم که یه مدل وضو میگرفته حالا چه طوریه که سنیا به یه روش وضو میگیرن و شیعه ها هم به یه روش دیگه؟ به این میگن تحریف . از بد ِ روزگار ، این یکی رو هم می شه به خیلی نمونه های دیگه تعمیم داد
دین اگه به درستی اجرا بشه به راحتی میتونه با سیاست کنار بیاد ولی وقتی این امر میسر نیست همون بهتر که این دوتا از هم جدا باشن
در مورد انتخاب دین با توجه به خصوصیات هرکس موافقم ولی تکلیف منی که حق انتخاب ندارم چی میشه؟
در ضمن حرفات دربارۀ جدایی دین از سیاست خیلی متناقضه . روحانیت کسایی ان که راهنما و مبلغ دینن (من کاری ندارم که وظیفشونو خوب انجام میدن یا نه ) میشه به نحوی گفت که اونا زبان دینن .حالا تو میگی اونا نباید به سیاست کاری داشته باشن ولی دین چرا .قبول کن که حرفت در عمل قابل اجرا نیست چون روحانیت هر محدوده ای رو که دین توش نفوذ داره حوضۀ عمل خودشون میدونن
تو میگی ((هیچ کسی نمیتونه اون چیزیرو که بهش اعتقاد داره
رو در رفتارهای خودش کنار بگزاره)) خب این اعتقادات مردم میتونه خیلی چیزا باشه از جمله خرافات .اعتقادات مردم رو میشه با یه سری زمینه سازی و فرهنگ سازی عوض کرد همون طور که در طول تاریخ عوض شده. البته حرفت از یه لحاظ هم کاملاً درسته و دقیقاً به همون لحاظه که من میگم دین یه موضوع کاملاً شخصیه و برداشت هر کس هم از اون و تأثیرش در رفتار اون آدم کاملاً با افراد دیگه متفاوته.
من این قسمت رو درست متوجه نمیشم ((همانطور که حضرت علی در جامعه قوانین اجتماعی رو اجرا میکرد تا قوانین مدهبی)) لطفاً اگه ممکنه بیشتر در موردش توضیح بده

 

(مطلب از خودم )(۲)

در مورد اینکه گفتی شیعه یجور وضو میگیره و سنی یجور این موضوع بیشتر

بر میگرده به تهاجم فرهنگی عرب که به زور می خواست فرهنگ خودش رو بر

مردم ایران تحمیل کنه یکی از شاعران بزرگ ایران یعنی فردوسی با این تهاجم فرهنگی عرب مبارزه کرد اونم از طریق شعر ایرانیان که دیدین  فرهنگشون در حال از بین رفتنه به این فکر افتادن در مقابل این ظلمی که هم از نظر فرهنگی و هم از نظر

نژادی که عراب ایرانیان رو اجم می گفتن و حکومتی که تشکیل داده بودن همیشه

 بر علیه و به ضرر ایرانیان بود و اونا چون دیدین امامان شیعه همیشه مظللوم بودن

و بر علیه این ناعدالتی ها ایستادن و جان خودشون رو از دست دادن خودشون رو

به امامان شیعه نزدیکتر دیدن و کمکم مدهبشون رو شیعه قرار دادن تا به این طریق

نارضایتی خودشون رو بگن این امر یه چیزایی رو می طلبید تا شیعه ها رو از دیگر

مسلمانان  جدا کنه یعنی یه تفاوتی باید بین اونایی که خودشون رو حاکم بحق

می دونن وجود داشته باشه و اینجا بود که  بعضی تغییرات بوجود اود  یکیش همین وضو گرفتن و اما در مورد روحانیت من اعتقاد دارم که روحانیت از حکومت باید جداشه

نه ازسیاست چون نمیشه سیاست رو از دین جدا کرد و فکنم شما منظور منو

از حکومت متوجه نشدین  منظورم از حکومت کسایی هستن که مملکت رو اداره میکنن مثل ریس جمهور ،وزراش و معاونیینش و یا نمایندگان مردم در مجلس 

باید هر کاری رو به متخصصش سپرد اگه اینطور بشه خیلی از مشکلات مملکت ما

خود به خود حل میشه و روحانیت بجای اینکه خودش امور مملکت رو انجام بده

نظارگر ه و اگه جایی منافع مردم  زیر پا گذاشته بشه می تون  از عملکرد دولت

انتقاد کنن و ازاین طریق به جامعه سود برسونن و جامعه رو بسوی توسه حرکت دهند

در مورد حضرت علی یه مثال میزنم:حضرت علی زمانی که حکم حکومت مصر

رو به مالک اشتر داد و مالک روانه ی مصر کرد حضرت علی به مالک گفت:ای مالک بدان مردمی که  تو بر آنها حکومت می کنی قبل از اینکه برادر دینی تو باشن

همنوع تو هستن پس بر آنها به مثل همنوع خود حکومت کن.از این بخش از نامه ی

 حضرت کاملا مشخص است که منظورشون اینکه حکومت  باید حکومتی باشه که همه ی انسانها با همه ی ادیان و مذاهب رو تحت پوشش قرار بده و بر پایه و اساس عدالت اجتماعی باشه تا بر مبنای حکومت اسلامی توی این نامه خیلی چیزهای دیگه ای هم اومده که بهتر مطالعه کنی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 مهر1384ساعت 10:50  توسط محمود |