تبليغاتX
عدالت علی
در مورد آزادی: عدالت و مردم
(مطلب از دوستم۳)

در مورو شیعه و سنی باید بگم اصلاً بحث سر ایرانی و عرب نیست به هر حال شیعه و سنی از اول از خود اعراب به وجود اومدن حالا تو هر جور دوست داری تشریحش کن ولی باید قبول کنی از همون روزی که بین طرفداران حضرت علی و ابوبکر سر خلافت دعوا افتاد تحریف هم کم کم خودشو داخل دین ما جا کرد

مسئلۀ اصلی اینه که وقتی یه حکومتی سر کار میاد به هر وسیله ای که بشه سعی در حفط قدرت و کسب مشروعیت می کنه و چه دستآویزی بهتر از دین میتونه این قدرت و مشروعیت رو بهشون بده؟ در نتیجه عناصر و عوامل حکومت سعی میکنن دین رو با توجه به منافع خودشون تغییر بدن اینطوری دین رو دچار تحریف میکنن و حکومتی هم که به ضرب و زور و بستن دروغ به دین میخواد خودشو نگه داره باعث ایجاد تنفر در دل مردم نسبت به خودش و دین میشه . این روش خیلی وقته که کاربرد خودشو از دست داده چون قدرت تفکر و تشخیص مردم بالا رفته من منظورتو از حکومت میدونم ولی اون چیزی که متوجه نمیشم تعریف تو از سیاسته  تو میگی دین رو از سیاست نمیشه جدا کرد ولی اینو بدون که حکومت رو هم نمیشه از سیاست جدا کرد حیات یه حکومت وابسته به سیاستیه که اجرا میکنه.همین تحریف دین خودش یه جور سیاسته. به قول شما کار رو باید داد دست کاردان .شما میگی ریئس جمهور و وزرا ونماینده های مجلس و... باید

حکومت رو اداره کنن خب اینا سیاست مدارای مملکتن دیگه اینا هستن که سیاست های حکومت و دولت رو اجرا میکنن به هر حال این نکته غیر قابل انکار که دین ما در خهت یه سری منافع بهضیا دچار تحریف شده و اگر جلوشو نگیریم وضع بد تر از این خواهد شد

(مطلب از خودم۳)


در مورد شیعه و سنی  وقتی گفتم امامان منظورم همه ی امامانه و حضرت علی هم جزء اوناست شما درست میگید اختلاف از همون جا شروع شد اما یادتون باشه که این حکومت سه خلیفه ی اول بود که بین عربها و ایرانیان اختلاف گذاشتن  اونا اولین حرکتهای ضد ایرانی رو بوجود اوردن و چون در اون زمان ایران تحت حکومت اونا بود و حضورت علی به عنوان کسی که از مظلومان حمایت کرده و میکند ایرانیان با این نوع حکومت کردن موافق نبودن چون فرهنگ و  ملیتشون تحقیر میشود و خودشون رو مظلوم می دیدن  به سوی کسایی روی اوردن که از حق دفاع میکنه و در مقابل نا عدالتی می ایسته تا عدالت رو برقرار کنه و در این باره عرابی هم بودن که
با این نوع مردم  داری مخالف بودن و اینجوری.این بود که شیعه روز به روز گسترده ترشد و به عنوان مذهبی که در مقابل ظلم می ایستد شناخته گشت و با   تغییر دادن بعضی از موضوعات دینی خودشون را متفاوت از حکومت استبدادی نشون دادن


اما روحانیت و سیاست دوست من نگاه کن وقتی فردی روحانی وارد سیاست میشه اگر بدون کاری که داره انجام می ده غیر اخلاقیه اون وقت میاد و از بخشی از دین رو که در این جا به نفعشه بزرگ جلوه میده انگار که فقت دین همین رو می پزیره در حالی کهشاید در دین اصولی دیگه هست
که اول باید اونا رعایت بشه تا به موضوع دیگه ای برسی و اینجاست که از دین سوء استفاده میشه اما اگه یه فردی که دین داره اما روحانی نیست یعنی تخصصی از شناخت دین نداره دیگه نمیاد کارهای خلاف خودش رو با دین بپوشونه چون خودش رو معصوم نمیدونه در صورتی که روحانین خودشون رو تا حدودی معصوم و عقل کل میدونن و فکر میکنن هر چی اونا بگن درسته اگه  روحانیون در راس قدرت نباشن و دلت رو دردست نگیرن میان و از برنامه هایی که دولت انجام میده
چنانچه  کوچکترین  ضرری برای مردم داشته باشه نه برای دین چون مخاتبشون مردمن پس باید نظر  مردم و اولویتهای مردم رو بشناسن تا بتونن اونارو به طرف خودشون جلب کنن اینجاست که جامعه  به سوی توسعه  حرکت میکنه
خوب اینم تا اینجا اگه جایی دیگه برات مبهمه بگو تا توضیح بیشتر بدم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 مهر1384ساعت 23:50  توسط محمود |