![]() |
![]() |
|
| در مورد آزادی: عدالت و مردم |
|
سلام دوستان به دلیل فیلتر کردن این وبلاگ آدرسه جدیدی تهیه شده که می توانید با آن مراجعه کنید.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 بهمن1388ساعت 18:5 توسط محمود |
|
|
سلام بر عدالت خواهان یه معذرت خواهی به شما دوستان بدهکارم به خواطر این غیبت طولانی امیدوارم دیگه اینطوری نشه.
بازم سال تحصیلی جدید آغاز شد مدرسه ها و دانشگاهها با شروعی دیگر گامی به جلو در حرکت هستن.
نمی دونم چقدر از تغییر و تحولات داخل دانشگاهها خبر دارین؟باید تاسف خورد به حرکت جدیدی که برای سرکوب کردن جنبش دانشجویی بوجود آوردن دولت مهرورزی با این برخوردهاش نشون میده که چطور میخواد به هدفهاش برسه تشکلات دانشجویی در گذشته محدودیتهایی داشتن اما حالا چنان فشار بر دانشجویان وارد میشه که باید گذشته را سپاس بگیم.دولت جدید و آقای احمدی نژاد بجای اینکه به فکر مشکلات اصلی مردم مثل فقر و بیکار و گرانی و...باشه به فکر وضعیت موی سر خانمها و پوشش شهروندانشه دولت جدید با حرکتهایی از این قبیل معلوم نیست چه چیزی رو می خواد دنبال کنه؟؟؟؟؟؟؟
با بسته شدن فضای سیاسی دانشگاهها و اخراج جمعی از دانشجویان و اساتید و یا نپذیرفتن تعدادی از دانشجویان فعال در مقطع کارشناسی ارشد در حالی که در کنکور قبول شدن اینها همه نشون از تفکر متحجر برای به عقب راندن جامعه است .امیدوارم دولت احمدی نژاد در تصمیماتی که گرفته تجدید نظر کنه وگرنه معلوم نیست چه اتفاقاتی برای ایران و مردمش قرار بیفته.!!!!! در پا این عکسهایی از گذشتهای دور و نزدیک هست عکسهایی از کسانی که برای عدالت واقعی تلاش کردند یاد باد یاد گذشته شاد باد
عکسهایی هم از ۱۸ تیر سال۷۸ و عکساهی دیگر....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 17:1 توسط محمود |
|
|
سلام بر شما دوستان عزیز
۱۶ آذر سال روز به شهادت رسیدن سه آذر اهورایی بود" روزی که وجدان بیدار در مقابل نا عدالتی و زیر پا گذاشتن حق مردم ایران به پا خواست . در این روز جنبشی از درون جامعه با سیاست حکومت پهلوی که با کودتا" حکومت مردمی دکتر مصدق را سرنگون کرد"مخالفت کرد و در این راه سه جوان آزاده جان خودشون رو در راه ارزشهای انقلابی و عدالت خواهانه فدا کردند . بعداز این واقعه بزرگ ۱۶ آذر روز دانشجو و نام گذاری شد تا یاد این سه آذر و یاد حرکت ضد استبدادی آنها در خاطرات زنده بماند.ما هم این روز رو گرامی میداریم.
اما افسوس در این روز که نماد آزاد اندیشی در بین دانشجویان است از انجام مراسم روز دانشجو در جای جای ایران جلو گیری شد و این نشان از یک استبداد و خودکامکی حکومت است .چرا از برگزاری مراسم ۱۶ آذر در دانشگاههای کشور جلوگیری شد؟ جای شرمساریس که حکومت ایران و دولت مردان دم از عدالت و مهرورزی میزنند و آقای احمدی نژاد دانشجویان رو فریادگر عدالت طلبی می خواند ولی از زنده کردن یاد و خاطره ی دانشجویانی که تمام زندگی خودشون رو در راه جنبش دانشجویی دادن جلوگیری میکند. آیا این عدالت است که از سخنرانی منتقدان دولت و حکومت جلوگیری شود آیا این مهرورزی است که مجوزی که برای سخنرانی اندیشمندان داده شده در آخرین دقایق قبل از مراسم باطل کنند؟ جا داره یادی کنیم از کشته شدگان پرواز ۱۳۰تهران در این حادثه خیلی از افرادی که به شکلی به جامعه خدمت می کردند جان خودشون رو از دست دادن .اینجا یک سوال پیش می یاد چرا این اتفاق افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه کسی مسئول این حادثه بود؟؟؟؟؟؟ آیا این حادثه برای آقای احمدی نژاد بی اهمیت بود. اگر اهمیت داشت چرا برنامه ی سفر خودش رو ادامه داد و به یک پیام تسلیت قناعت کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا جان مردم اینقدر بی ارزش است که ریس جمهور به این شکل با این حادثه برخورد میکند .
فکنم آقای احمدی نژاد یادشون رفته که اولین وظیفه ی حر دولتی تامین امنیت مردم استو تا امنیت نباشد عدالتی هم نخواهد بود پس باید بیادشون بیاریم که جان مردم ارزشمندتر از اجلاس سران دولتهای اسلامی است و حداقل متونستند برای چند ساعت به ایران برگردن و جلسه ای برای برسی این اتفاق و رسیدگی به اون می گرفتن اما ایشون حتی این کار رو هم نکردن. امیدواریم دیگه از این حوادث نیفته . به امید ایران سر افراز. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 17:2 توسط محمود |
|
|
با سلام به تمام شما دوستان عزیز
خوب بعد گذشت چندین روز و با گذاشتن مطالب در مورد دین و سیاست به یک نتیجه کلی دست پیدا کردم و اون اینه که هیچ وقت نمی توان از افراد این انتظار رو داشت که در کارهاشون اعتقاداتشون رو کنار بزارن و این یک حقیقته و باید قبول کرد پس در مورد دین هم همینطوره یعنی افراد با اعقاید دینی هر دینی که باشن(مسیح.یهود.اسلام و...) در رفتارها و کارهایشان نوع عقاید دینیشان در آنها دخالت داره و در سیاست هم به این شکل هستش. باتوجه به مطالب گفته شده ی قبلی و نظرات دوستان به این نتیجه رسیدم که دین از سیاست جدا نیست چون افکار و عقاید ما جدا از رفتار ما نیستن. اما در مورد نظرات یکی از دوستان(میروش عزیز ) ایشون گفتن که ((تشیع بعد از گذشت ۳۰۰ سال از ظهور اسلام به وجود اومده و نه در زمان حضرت علی )) و در جواب ایشون میگم حرفای من و دوست تناقضی با گفته های شما نداره و منظور ما هم این نبوده که تشیع در زمان علی (ع) به وجود اومده بلکه از زمان حضرت علی این حرکات شکل گرفت تا جایی که به عنوان یک برداشت ازدین بین افراد مختلف به خصوص ایرانیان شکل گرفت. و آخرین کلام همه ی ما حق ابراز عقاید خودمون رو داریم و باید بگیم تا به نتیجه ای برسیم که درستر باشه و به نظر خودم بحثهایی که بین دوستان در زمینه های مختلف میشه خیلی خوبه به شرط اینکه از روی خلوص باشه پس بیاید پرنده ی افکار و اندیشه هامون رو آزاد کنیم. خوشحالم از این که دوستانی رو پیدا کردم که خودشون هر کدام یک فکر و اندیشه خاص خودشون دارن و در کل صاحب اندیشه هستن بازم ممنون از حضور گرم شما. یا حق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 16:4 توسط محمود |
|
|
(مطلب از دوستم۳)
در مورو شیعه و سنی باید بگم اصلاً بحث سر ایرانی و عرب نیست به هر حال شیعه و سنی از اول از خود اعراب به وجود اومدن حالا تو هر جور دوست داری تشریحش کن ولی باید قبول کنی از همون روزی که بین طرفداران حضرت علی و ابوبکر سر خلافت دعوا افتاد تحریف هم کم کم خودشو داخل دین ما جا کرد
مسئلۀ اصلی اینه که وقتی یه حکومتی سر کار میاد به هر وسیله ای که بشه سعی در حفط قدرت و کسب مشروعیت می کنه و چه دستآویزی بهتر از دین میتونه این قدرت و مشروعیت رو بهشون بده؟ در نتیجه عناصر و عوامل حکومت سعی میکنن دین رو با توجه به منافع خودشون تغییر بدن اینطوری دین رو دچار تحریف میکنن و حکومتی هم که به ضرب و زور و بستن دروغ به دین میخواد خودشو نگه داره باعث ایجاد تنفر در دل مردم نسبت به خودش و دین میشه . این روش خیلی وقته که کاربرد خودشو از دست داده چون قدرت تفکر و تشخیص مردم بالا رفته من منظورتو از حکومت میدونم ولی اون چیزی که متوجه نمیشم تعریف تو از سیاسته تو میگی دین رو از سیاست نمیشه جدا کرد ولی اینو بدون که حکومت رو هم نمیشه از سیاست جدا کرد حیات یه حکومت وابسته به سیاستیه که اجرا میکنه.همین تحریف دین خودش یه جور سیاسته. به قول شما کار رو باید داد دست کاردان .شما میگی ریئس جمهور و وزرا ونماینده های مجلس و... باید حکومت رو اداره کنن خب اینا سیاست مدارای مملکتن دیگه اینا هستن که سیاست های حکومت و دولت رو اجرا میکنن به هر حال این نکته غیر قابل انکار که دین ما در خهت یه سری منافع بهضیا دچار تحریف شده و اگر جلوشو نگیریم وضع بد تر از این خواهد شد (مطلب از خودم۳)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 مهر1384ساعت 23:50 توسط محمود |
|
|
( مطلب از دوستم )(۲)
خب بریم سراغ بحثمون: راستشو بخوای با بعضی از حرفات موافقم و با بعضیاش مخالف. میدونی مشکل اساسی دنیای امروز با دین چیه؟ به نظر من مشکل اصلی اینه که کسایی که مسئول ایجاد ارتباط بین دین و سیاست هستن هنوز مورد استفاده مسائل و احکام دینی رو بلد نیستن منظورم اینه که نمیتونن دستورات دینی رو با دنیای امروز و تغیرات جامعه نسبت به اون زمان تطبیق بدن . مثلاً مسئلۀ کوچیک و پیش پا افتاده ای مثل وضو. دلیل اصلی مطرح شدن وضو پاکیزگی بوده ما میدونیم که در زمان حضرت محمد اعراب شاید ماهی یکبار حمام میرفتن که بعد ها با ثواب دونستن غسل روز جمعه این مدت به یه هفته کاهش پیدا کرد ولی تو جامعۀ امروز مردم هر 2 یا 3 روز یکبار حمام میرن . پس چرا هنوزم وضو ی قبل از نماز واجبه ؟ این موضوع رو میشه به صد تا مثال بزرگ تر تعمیم داد .(مثل مسئلۀ حجاب)
(مطلب از خودم )(۲) در مورد اینکه گفتی شیعه یجور وضو میگیره و سنی یجور این موضوع بیشتر بر میگرده به تهاجم فرهنگی عرب که به زور می خواست فرهنگ خودش رو بر مردم ایران تحمیل کنه یکی از شاعران بزرگ ایران یعنی فردوسی با این تهاجم فرهنگی عرب مبارزه کرد اونم از طریق شعر ایرانیان که دیدین فرهنگشون در حال از بین رفتنه به این فکر افتادن در مقابل این ظلمی که هم از نظر فرهنگی و هم از نظر نژادی که عراب ایرانیان رو اجم می گفتن و حکومتی که تشکیل داده بودن همیشه بر علیه و به ضرر ایرانیان بود و اونا چون دیدین امامان شیعه همیشه مظللوم بودن و بر علیه این ناعدالتی ها ایستادن و جان خودشون رو از دست دادن خودشون رو به امامان شیعه نزدیکتر دیدن و کمکم مدهبشون رو شیعه قرار دادن تا به این طریق نارضایتی خودشون رو بگن این امر یه چیزایی رو می طلبید تا شیعه ها رو از دیگر مسلمانان جدا کنه یعنی یه تفاوتی باید بین اونایی که خودشون رو حاکم بحق می دونن وجود داشته باشه و اینجا بود که بعضی تغییرات بوجود اود یکیش همین وضو گرفتن و اما در مورد روحانیت من اعتقاد دارم که روحانیت از حکومت باید جداشه نه ازسیاست چون نمیشه سیاست رو از دین جدا کرد و فکنم شما منظور منو از حکومت متوجه نشدین منظورم از حکومت کسایی هستن که مملکت رو اداره میکنن مثل ریس جمهور ،وزراش و معاونیینش و یا نمایندگان مردم در مجلس باید هر کاری رو به متخصصش سپرد اگه اینطور بشه خیلی از مشکلات مملکت ما خود به خود حل میشه و روحانیت بجای اینکه خودش امور مملکت رو انجام بده نظارگر ه و اگه جایی منافع مردم زیر پا گذاشته بشه می تون از عملکرد دولت انتقاد کنن و ازاین طریق به جامعه سود برسونن و جامعه رو بسوی توسه حرکت دهند در مورد حضرت علی یه مثال میزنم:حضرت علی زمانی که حکم حکومت مصر رو به مالک اشتر داد و مالک روانه ی مصر کرد حضرت علی به مالک گفت:ای مالک بدان مردمی که تو بر آنها حکومت می کنی قبل از اینکه برادر دینی تو باشن همنوع تو هستن پس بر آنها به مثل همنوع خود حکومت کن.از این بخش از نامه ی حضرت کاملا مشخص است که منظورشون اینکه حکومت باید حکومتی باشه که همه ی انسانها با همه ی ادیان و مذاهب رو تحت پوشش قرار بده و بر پایه و اساس عدالت اجتماعی باشه تا بر مبنای حکومت اسلامی توی این نامه خیلی چیزهای دیگه ای هم اومده که بهتر مطالعه کنی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 مهر1384ساعت 10:50 توسط محمود |
|
|
این مطالب بین منو یکی از دوستانم بحث شده و دیدم بد نیست اون روبه روی وبلاگ بیارم چون موضوع دین شاید یکی از بزرگترین مواردی است که خیلی از جونای هم سن و سالای خودم با اون در گیرن. سعی میکنم این مطالب رو به شکلی متوالی به روی وبلاگ بزارم تا شما دوستان هم از نظرات من و دوستم آگاه بشید.
( مطلب از دوستم) بیا یه کم راجب مسائل مذهبی و اعتقاداتی که تو جامعه وجود داره صحبت کنیم به نظر تو دین باید از سیاست جدا باشه یا نه؟ قبلاً هم اینو گفتم ما وقتی به دنیا میایم بدون اینکه از ما بپرسن روی یه تیکه کاغذ دینمونو برامون مشخص میکنن و یه مهرم میندازن پاش و از ما میخوان تا آخر عمرمون به اصول این دین تحمیلی پایبند باشیم خوب همینم باعث میشه که اکثر ما ها درست دینمونو نمیشناسیم و بهش عمل نمیکنیم وتازه قانون اعدام برای مرتدین حداقل برای ما به اصطلاح مسلمونا مانع از تحقیق ما برای شناختن سایر ادیان میشه البته من نمیتونم اعتقاداتم به خدا و دنیا و آخرت رو در قالب چیزی به اسم دین در بیارم اگر من میگم مسلمونم تنها به این دلیله که ما فقط چند ایدوئولوژی و مکتب داریم که تعدادشون کمه و همه باید خودشونو تو یکی از اینا جا بدن و سایرین هم جزو کفار محسوب میشن!!! اعتقادات من بیشتر شبیه اسلامه و به همین خاطر میگم مسلمونم ولی در واقع همۀ قوانین اسلام رو قبول ندارم روز اول کسی از من نپرسید که آقا جون تو اصلاً دلت میخواد مسلمون باشی که حالا من خودمو ملزم به اجرای تمام دستورات اسلام بدونم من فقط میخوام آدم خوبی باشم و به خدا نزدیک شم و فکر میکنم بدون نماز خوندن و روزه رفتن هم میشه به خدا نزدیک شد وقتی به قول معروف راهای رسیدن به خدا به اندازۀ آدماست وجود چیزی به اسم دین با این شکل امروزی چیز مسخره ای به نظر میرسه مکتب دینی باید به صورت یک راهنما باشه نه این که آدمو مجبور کنه فقط از راهی که اون میگه به خدا برسه یه مسئله ممکنه چند راه حل مختلف داشته باشه که همشون به یه جواب واحد برسن به نظر من دین یه موضوع کاملاً شخصیه و اونو باید با قوانین اجتماعی و سیاست که اصول اونا برای همۀ انسانها یکسانه تفکیک کرد ما آدما برای چی قانون وضع میکنیم؟ خب دلیل اصلیش اینه که چون ما ها نیاز به زندگی کردن داریم یه قوانینی رو میزاریم تا طبق اونا کسی نتونه به حق کسی تجاوز کنه و برای دیگری مشکلی به وجود بیاره با این توضیح می خوام برات بگم که به نظر من درآوردن اعتقادات دینی ئر قالب قانون یک کشور خیلی مسخره است تا وقتی که اعتقادات من به کسی ضرر نمیزنه (حالا میخواد کافر باشم یا مسمون یا بهایی یا...) کسی نباید منو مجبور کنه که اونو عوض کنم البته از قوانین اجتماعی یه دین میشه در وضع قانون اساسی یه کشور تا حدودی استفاده کرد ولی کسی حق نداره منو مجبور کنه روسری سرم کنم در حالی که بهش اعتقاد ندارم . واقعاً به چه دلیل منطقی و انسانی یه مسلمون حق داره به یه بهایی بگه نجس یا اونو تو هیچ مدرسه و اداره ای راه ندن و از جامعه طردش کنن؟ متأسفانه باید گفت که با مرور زمان خرافات داخل مسائل مذهبی شدن و حتی در مواردی جز ارکان دین محسوب میشن (البته به غلط) من خیلی خوشحال میشم که نظر شما رو هم بدونم اگه تو این زمینه چیزای جدیدی به ذهنت میرسه خواهشاً منو هم بی نصیب نذار
(مطلب از خودم) خوب بحث بسیار جالبی رو شروع کردی اول کمی در مورد دین میگم بعد در مورد جداییش از
سیاست.به نظر من میشه یه تعرشف بسیار ساده از دین کرد:دین یعنی راه رسیدن به خدا
خوب ما به قول شما و راههای زیادی برای رسیدن به خدا وجود داره اما اینکه
چرا این همه تکثر ادیان و جود داره جایی تعمل و اندیشه است اگر فقط یک دین حق بود
دیگه نیاز برای نازل شدن ادیان دیگه نبود برای این موضوع دلایل زیادی هست
کسانی که دین اسلام به عنوان تنها دینی که میتون انسان رو به سعادت برسونه میگن
این اومدن ادیان در پشت سر هم برای اینکه انسانهای قبلی از نضر تفکر ضعیف تر بودن
و ضرفیت دین اسلام رو نداشتن برای همین مثال کلاس اول و کلاس دوم و کلاس سوم رو
میگن یعنی انسان تا کلاس اول نره کلاس دوم نمی تونه بره اما این موضوع چقدر میتونه
درست باشه؟ اما به نظر من این برداشت سطحی از دینه نگاه کن دوست من اگر این
موضوع رو قبول داشته باشیم باید بگیم ادیان گدشته ی آسمانی ناقص بودن و این دور از ذات
خداست چون خداوند خود کامل مطلق است و هیچ چیزی را ناقص نمی گزارد
بعد باید بگم خداوند عالم مطلق است و اگر دینی رو بر مردم نازل کرده با توجه به
خصوصیات انسان آفریده ساده تر بگم شما از رنگ قرمز خوشتون میاد و من از رنگ
سورمه ای این نشون میده من و تو خصوصیات مختلفی داریم اون چیزی که من دوست دارم
شاید تو دوست نداشته باشی و در دینم همین وقطی میگن با تفکر و تحقیق دین خودتون رو
انتخاب کنید برای اینکه خصوصیات فردی هودتون رو هم در نظر بگیری
بازم ساده تر میگم نگاه کنید ما از بندر عباس به تهران سه راه داریم اولی بندرعباس-کرمان
تهرانه یکیش بندرعباس-یزد-تهرانه یکیش بندرعباس-اصفهان تهرانه
سوال یکی از راه کرمان میره به تهران یکی از راه یزد یکی از راه اصفهان
چرا این سه نفر سه راه مختلف رو انتخاب کردن
اولی میگه چون با دیدن کوهای سربه فلک کشیده ی کرمان احساس استواری بهم دست میده
دومی میگه چون با دیدن ستارههای کویر در یزد احساس جاودانگی بهم دست میده
سومی میگه چون با دیدن مراتع و جنگلهایی که در راه اصفهان است احساس شادی و زندگی
بهم دست میده
پس میشه گفت ادیان مختلف برای انسانهای مختلف نازل شده یعنی یکی روحیه ش به اسلام
میخوره یکی به مسیحیت و یکیش به یهود و اینجاست که انتخاب معنی پیدا میکنه
یک چیزه دیگه اگه فقط کسانی که مسلمان:یهودی و مسیحی اند به بهشت بروند تکلیف
کسانی که پیام ادیان الهی به آنها نرسیده چیست؟
منظورم کسانی که در مناطقی زندگی میکنند که صعب العبور است مثل مناطق کوهستانی یا مثل
قطب جنوب؟
کسی که زندگی به همنوع خود آزاری نرسانده و حتی برای حل مشکلات همنوع
خودش بسیار تلاش کرده و از درون خودش به خداوند اعتقاد داشته اما پیام الهی از طریق
رسولانش به او نرسیده تکلیف این چیه؟
در آخر باید بگم خداوند آنقدر مهربان و بخشنده است که نهایتی ندارد
همانطور که در قران و دیگر کتابهای آسمانی اول بخشش خداوند و صفاهیی که در این راستا
هستند و باتکرار و تاکید فراوان اومده و صفتهایی همچون غفرا خیلی کمتر از صفتهایی
همچون روف اومده پس اگر انسان در دل و وجود خودش به خداوند اعتقاد داشته باشه
میتونه رستگار بشه
اما در مورد جدایی از سیاست باید بگم هیچ کسی نمیتونه اون چیزیرو که بهش اعتقاد داره
رو در رفتارهای خودش کنار بگزاره و نمیشه دین رو از سیاست جداکرد
اما من بسیار تاکید میکنم روحانیت از دین جداست باید جدا بشه چون اگر دین در حال
آسیب بیشترینش به این علته که روحانیت در امور سیاسی دخالت میکنند
و یک چیزه دیگه دین از سیاست جدا نیست اما در قوانین نباید دین دخالت داشته باشد مگر
اینکه در مورد قوانین مذهبی مثل مراسم عقد و ازدواج
همانطور که حضرت علی در جامعه قوانین اجتماعی رو اجرا میکرد تا قوانین مدهبی
پس منظورم اینکه از طریق موضوعات اجتماعی که در دین است و می توان به عنوان قوانین
اجتماعی استفاده کرد سیاست رو هم به همین شکل شکل داد
خوب خیلی طولانی شد ادامش برای بعد تا فردا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 مهر1384ساعت 1:3 توسط محمود |
|
|
سلام بر شما دوستان و همراهان عزيز با گذشت چند روز انتظار آقای معين به ميدان مبارزه ی انتخابات اومد در اين مدت اتفاقات زيادی افتاد معين و هم تيمياش با مشورت وبرسی همه ی جوانب تصميم به شرکت در انتخابات گرفتن .آقای معين اهداف و برنامه های جالبی دارند از جمله اين برنامه
• آمده ام تا با اعتماد به ملت و تكيه بر افكار عمومي اميد و اعتماد را دوباره در ميان جوانان، نخبگان و جامعه زنده كنم.
از همه اصول و ظرفيت هاي آن براي دفاع از حقوق شهروندان استفاده كنم. وضعيت مردم، "توسعه دانايي محور" و تحول در اقتصاد را به كمك علم و فناوري پيش برم. است كه من هم مي توانم براي تحقق آن قدمي بردارم. "احزاب كارآمد" تكيه خواهم كرد. صداهاي خاموش جامعه دفاع كنم. مذاهب كشور مي دانم. از به وجود اومدن يک اپوزسيون قوی در کشور حکايت می کنه. ما به دنبال آزادی عقيده و بيانيم تا زمانی که در زندان های ايران افرادی مثل اکبر گنجی هست نمی شود گفت ما آزادی داريم. بعضی ميان می گن شما آزادی بيان داريد شايد اين حرف درست باشد اما آزادی بعد از بيان نداريم با وجود فردی مثل آقای دکتر معين می شود به اين امر دست پيدا کرد اما بدون همايت شما دوستان عزيز نمی توان زياد اميدوار بود پس دوستان بيايد سرنوشت رو خودمون بسازيم کشوری بسازيم زيبنده ی ايران وايزانی. دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت جان خويش ستون به سقف تو می زنم اگر چه با استخان خويش به اميد ايرانی آزاد ؛آباد و سراسر عدالت... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 مهر1384ساعت 20:52 توسط محمود |
|
یکی از این دل ها سر گذشتش نقل کوچه وبازار شد و داستان او و ملک در خلال اخبار جنگ وکشتار و تبعید و قیام و زندان و اعدام و انقلاب همه جا باز گو میشد .
در اینجا نمی خواهم از سر گذشت دردناک عشق شاهزاده خانم دربار قاجار و ملک المتکلمین سخنی بگویم که خود داستانی دراز است و پر کشمکش و رنج آور ،پیداست که عشق و زندگی مردی که سیمای انقلاب و مظهر آزادی خواهی و قهرمان مبازه بود چه می کرد و چه میشد و قصه اش چه درد و داغی و درد و داغ هایی شگفت و نگفتنی و نفهمیدنی دارد....
![]() دکتر علی شریعتی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 مهر1384ساعت 20:13 توسط محمود |
|
|
سلام دوستان . ما در جامعه ای زندگی می کنیم که اتفقات زیادی در اون رخ داده یکی از این اتفاقات انقلاب فرهنگی ایران بود. شاید شما تا حدودی از این حرکت اطلاعاتی دارین اما به این فکر کردین که انقلاب فرهنگی در ایران کی بود وبرای چی این انقلاب بوجود اومد و چه پیامدی داشت؟آیا این حرکت به اهدافی که داشت رسید ؟؟؟ انقلاب فرهنگی در ایران در ۲ اردیبهشت سال ۵۹ رخ داد .این حرکت که در دانشگاههی کشور انجام شد برای دگرگونی در کل نظام آموزشی کشور بود و در آن 1ـ تصفيه دانشگاهها از عناصر وابسته به استعمارگران و ابرقدرتها و به طور كلي از عناصر ضد انقلاب. 2ـ تجديد نظر در نظام آموزشي و ساختاري دانشگاهها و متحول ساختن آنها به گونه اي كه متناسب با نيازهاي كشور و تأمين استقلال سياسي ـ اقتصادي جمهوري اسلامي ايران باشد و كشور را از وابستگي فرهنگي و ديگر وابستگيها نجات دهد. 3ـ گنجاندن دروس خاصي در برنامه هاي دانشكده ها كه آشنايي لازم دانشجويان را با اهداف انقلاب و معارف و ديدگاههاي اسلام تامين كند. یکی از کار هایی که انجام شد گزینش دانشجویان بود. یا به زبان ساده تر اومدن و دانشجویانی که به هر شکلی با رژیم شاه در ارتبط بودن یا از نظر اخلاقی (مثل دختری که در آن زمان حجاب کامل نداشت) مورد پذیرش نبودن از ورود آنها به دانشگاه جلوگیری شد . این حرکت اهدافی داشت شاید به بعضی از اهداف خود رسید اما به چه قیمتی به قیمت از دست دادن نیروی باتجربه-دانشجویان نخبه-اساتید مجرب .... .. این حرکت شاید دارای اهداف مثبتی بود اما با تندروی هایی که در این انقلاب شد ما خیلی از موقعیت ها را از دست دادیم . دانشگاه مکان علم آموزی و عدالت خواهی ومقدس است اما چرا ما اینگونه به آن بتازیم این حرکت می توانست به شکلی دیگر انجام شود تا ما دچار این همه خسارت نشویم .هیچ کسی نمی تونه مردم یک کشوررو از فرهنگش جدا کنه اما میشه فرهنگو اصلاح کرد نه تغییر داد همانطور که ما حالا در دانشگاهها مشاهده می کنیم...........وسلام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 28 فروردین1384ساعت 19:36 توسط محمود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اراده در راه رسیدن به اسلامی دور از تحجر و بیان اینکه همه ی ادیان به حقن و گسترش افکار عدالت خواهانه در میان همه و حرکت دادن جامعه بسوی توسعه و گذار به مردمسالاری واقعی در کنار تمام اقلیتها با حقوق برابر
|
| پیوندها |
|
پندارنیک تردید میروش بهناز پوتین خیزش سرخ مسلمان ققنوس اسرار علی پیام بهبهان ایران امروز واگویه آرمان سرخ |
|
RSS
|